1404/11/16
آخرین اخبار
آرشیو موضوعی
آثار
آمار وب سایت
تعداد کاربران آنلاین : 2
بازدید امروز : 200
بازدید دیروز : 106
بازدید هفته جاری : 863
بازدید ماه جاری : 1504
بازدید سال جاری : 61653
بازدید کل : 573449
ای تو صدای نیلوفر

آن «شب» که در تو خُفت

وصبح

پایش شکسته بود و به زانو

در تو نشست

و اشک ها

به گونه هایت سیاه می شدند

و کوره راه های گونه ات را

پر از چروک می کردند

فُرقت چه کرده است با دست هایت

آن سایه سیاه شبح گونه

می گفت:

-من حقیقت مَحضم

و تو با صدای آبی ات می گفتی:

نه

تنها حقیقت موجود

کج راهه های سیاه اشک اند

بر گونه های صبوری...

ای تو صدای نیلوفر در باد

در خوابگرد گل های صحرایی

اَسب سیاه وحشی خود را مهار کن.

محمد جانفشان

مرداد ماه 1395

نظرات بینندگان انتشاریافته: 0 غیرقابل انتشار: 0
نظر شما
نام و نام خانوادگی:
آدرس سایت:
رایانامه:
متن پیام: